روز چهار شنبه هنگامي كه خبرنگار روزنامهي جام جم راجع به طرح هماهنگي خدمات دولتي از محمود احمدينژاد پرسيد وي از كلمهي جديدي به نام طرح پلكاني افزايش حقوق استفاده كرد . اما آيا اين پلكان ، حقوقبگيران دولت را به زندگي آبرومندي ميرساند ؟ برخلاف طرح هماهنگ كه با يكي از اصول اسلامي و زندگي انساني هماهنگ است معيار فكري اين طرح معين نيست ؟ رئيس محترم جمهور در ادامه گفت البته همهي اين پرداخت ها نبايد نقدي باشد و كالاهاي غير نقدي بايد دراختيار كارمندان قرار گيرد . اين به آن معناست كه اگركارمند ادارهاي با مدرك ليسانس مثلاً 700 هزار تومان و معلمي با شرايط مشابه نصف او دريافت مي كند چندان جاي نگراني نيست زيرا ما مقداري حقوقش را زياد ميكنيم و چند كيلو برنج و روغن دراختيارش قرار ميدهيم . اما اينكه اين پلكان چند پله دارد ودرهر پله چه ميزان به دريافتي كارمندان درجه 2 – معلمان وپرستاران – اضافه ميشود معلوم نيست . به نظر من كمي حقوق يك موضوع و بي عدالتي از آن آزاردهندهتر است .مثال ميزنم . تصور كنيد 20 دانشآموز را به اردو ميبريد ونهار نان وپنير و خيار وگوجه به آنها مي دهيد . ممكن است دانش آموزان اعتراض كنند اما شما ميتوانيد بگوييد بودجهي ما همين اندازه بود . اما اگر 20 نفر را به اردو برديد و به 15 نفر همان غذا را داديد و براي 5 دانش آموز سفره جدا انداختيد و برنج و مرغ - با سالاد و نوشابه و ماست - به آنها داديد بايد منتظر اعتراض بيشتري باشيد اعتراضي كه هيچ پاسخي ندارد . در حال حاضر برخي از افرادي كه سر سفره ي دولت نشستهاند حقوقي ويژه دارند و عجيب اينكه وقتي صحبت از عدالت مي شود اعتراض هم ميكنند . برخي ها ميگويند شما معلمها راحت كنار خانواده هستيد اما اين شركت نفتيها در هواي گرم جنوب ايران كار ميكنند آيا معلمان در روستاهاي گرم ومحروم خوزستان و سيستان و بلوچستان نيستند ؟ بسياري از شما در همان اسكله هاي نفتي امكانات خوبي داريد اما هزاران معلم در روستاهاي بدون آب وبرق وگاز وتلفن كار ميكند و حقوق اندكي را دريافت مي كند . معلم در روستاهايي تدريس ميكند كه در فصل زمستان چند ماه ارتباطش با دنيا قطع ميشود . من معلمي را مي شناسم كه 8 سال از آران وبيدگل براي تدريس به كردستان ميرفت او اول مهر با همسر وفرزندانش خداحافظي ميكرد و شش ماه بعد به خانه باز ميگشت دو سال قبل مادر يكي از دانش آموزان به دفترمدرسه آمد واز مدير مدرسه خواست نامهاي بنويسد تا دخترش كه معلم است به شهري نزديكتر بيايد از محل تدريس فرزندش پرسيدم گفت خيلي دور است او ازكاشان حدود 20 ساعت ميرود تا به زاهدان برسد وبعد 4 ساعت ميرود تا به يكي از شهرهاي نزديك مرز پاكستان برسد واز آنجا به روستايي مي رود اين نمونهها استثنا نيست بلكه بيشتر معلمان اين مشكلات را با دريافت حقوقي اندك تحمل ميكنند. متاسفانه هيچ گاه آموزش وپرورش ياد معلمان سختكوش را گرامي نداشته است . و هنگامي كه متولي حرمت نگاه نميدارد نميتوان از صدا وسيما وياروزنامهها انتظاري بيشتر داشت .
به نقل از وبلاگ رادیو معلم
+ نوشته شده توسط احمد دادخواه در جمعه 1386/01/17 و ساعت
3:13 |

